تبلیغات
دست نوشته های بی ادبی من

گیاه بسیار خطرناک "دیفن باخیا" که اکثر جا هادر منازل و دفاتر نگهداری می شود بسیار سمی بوده و می تواند به مرگ افراد بویژه کودکان منجر شود.

به گزارش آخرین نیوز، در صورتی که قطعه ای از برگ آن خورده شود انسان را می کشد - دست زدن به برخی از انواع آن بعد از تماس با چشم انسان را کور می کند.

 این گیاه مانند برگ انجیری بسیار سمی است و باید از دسترس نوزادان و کودکان نوپا که احتمال می دهید برگ های آن را به دهان بگذارند، دور نگهداشته شود در صورت بلعیده شدن، به دهان و زبان آسیب می رساند و شخص قادر به تکلم نیست.

نام فارسی اصیل این گل ، دیفن باخیا است که اشاره به سمی بودن برگ آن دارد. گیاهی است برگ زینتی. زادگاهش برزیل است. ساقه‌ها نرم و آبکی و نقش و رنگ برگها سبز رنگ بوده و آراسته به لکه‌های سفید کرمی و زرد کمرنگ است که از دو طرف برگ دیده می‌شوند. ساقه‌ها غالبا بدون انشعاب و برگهای انتهایی همیشه در حال رشد و فعالیت می‌باشند و برگهای پایینی به تدریج ریزند و ساقه حالت سخت به خود می‌گیرد. نسبت به عدم تهویه هوای اتاق و آبیاری بیش از اندازه حساس است.





  • آخرین ویرایش:-
یکشنبه 6 تیر 1389  01:43 ب.ظ
نوع مطلب: (دست نوشته های من ،) توسط: وروجکس



I promise
No matter what happens
i'll always be there for You
All it matters is only You
and
whether You want me to be there for You
No matter what
just remember
You Are Not Alone


با تو بودن برایم عادتی ساخت که بی تو بودن را هرگز باور ندارم


Don't Leave Me Alone





گفتم: تا کی باید صبر کرد؟


گفت: و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا


تو چه می‌دانی! شاید موعدش نزدیک باشد (احزاب/63)





گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌کنم ؛


گفت: فانی قریب


من که نزدیکم (بقره/۱۸۶)




ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک


گفت: الیس الله بکاف عبده


خدا برای بنده‌اش کافی نیست؟ (زمر/۳۶)


  • آخرین ویرایش:-
دوشنبه 24 خرداد 1389  04:02 ب.ظ
نوع مطلب: (دست نوشته های من ،) توسط: وروجکس

مگر می شود آدم فقط یکبار عاشق شود؟عشق ابدی فقط حرف است.پیش می آید که آدم خیلی خاطر کسی را بخواهد.اما همیشه وقتی آدم فکر می کند که دلش سخت پیش یکی گرفتار است٬یک دفعه٬یک موقعی٬یک جایی٬می بیند که دلش٬ته دلش٬برای یکی دیگر هم می لرزد.اگر باوفا باشد دلش را خفه می کند و تا آخر عمر٬حسرت آن دلرزه برایش می ماند.اگر بی وفا باشد٬می لغزد و همه عمرش عذاب گناه بر دلش می ماند.هیچ کس حکمتش را نمی داند.هر دوتایش یک جای دل آدم را می سوزاند.فقط یک احساس برای آدم می ماند٬اینکه کاش آن یکی راه را انتخاب می کرد...


  • آخرین ویرایش:-
یکشنبه 23 خرداد 1389  01:25 ب.ظ
نوع مطلب: (دست نوشته های من ،) توسط: وروجکس

سلام
خیلی وقته به وبلاگم سر نزدم ، راستش خیلی به هم ریخته هستم فکر میکنم دارم دچار یه سری تغییراتی میشم تغییراتی که میتونه برام خیلی گرون تموم بشه فقط میدونم این یک انقلابه برای من و نمی دونم چیکار کنم باید هرطور شده مشکل رو حل کنم
برام دعا کنید چون دارم وارد گرداب میشم


  • آخرین ویرایش:-
جمعه 31 اردیبهشت 1389  01:59 ب.ظ
نوع مطلب: (دست نوشته های من ،) توسط: وروجکس

این روزها خیلی خیلی خسته م ... اما یه خستگی شیرین در عین طاقت فرسا بودن ... چالشهای کاری خیلی زیاد شدند اما من احساس خوبی دارم ... حس میکنم میتونم به خودم توی موقعیتهای سخت بیش از چیزی که تصور میکردم تکیه و اعتماد کنم ... از همه اونایی که دارن سر راهم سنگ میندازن عمیقا ممنونم ... میدونم که دارن بهترین هدیه رو ناخواسته بهم میدن ... دارن باعث میشن قویتر بشم و با تجربه تر ...

دلم هنوز گاهی برای چیزی تنگ میشه اما میدونم که همه چیز زود به روال خودش بر می گرده و تا اینجای زندگی خدا رو شکر جایی برای حسرت نیست ...

آدمایی گاه به گاه میان و به زندگیم سرک میکشن ... گاهی حس میکنم بودنشون خوبه اما اغلب در نهایت به این نتیجه میرسم که با اینکه بودنشون خوب و یا حتی گاهی خیلی خوبه اما با اینحال نبودنشون دیگه چندان توفیری هم به حالم ایجاد نمی کنه ... وقتی دستت رو به کمر خودت زدی و بلند شدی٬ دیگه راحت تر میتونی بپذیری که اونی که برای تکیه کردن انتخاب میکنی ممکنه اونقدرا هم قوی نباشه ... دیگه نه تو عذاب میکشی و نه به روی اون میاری که عذاب بکشه ... تکیه میکنی فقط تا اون حد که ببینه ... تا اون حد که همه بارت روی دوش اون نباشه اما لحظات خوبی برای چشیدن طعم شیرین حضور کسی برات فراهم بشه که قدری اهلیت کرده باشه و اهلیش کرده باشی ... گاهی اهلی شدن خوب و حتی لذتبخشه البته به شرطی که از سر عادت نباشه - اقلا برای من ...

یه سرگرمی جدید پیدا کردم اما انگار خیلی چیزا داره دست به دست هم میده که نتونم ادامه ش بدم با اینحال من که تصمیم برای ادامه این سرگرمی قطعیه ... شاید هم حکمت وجود اینهمه مانع اینه که آتیش اشتیاق من برای ادامه شعله ور تر بشه !

درخت توت عزیزم در حال تهیه سور و ساط بزم عاشقانه مونه ... باز توت و آغوش و ... بی هیچ کلامی ...

بهاره و من خوشم فعلا با همه خستگی هام ...


  • آخرین ویرایش:-
  • تعداد کل صفحات :84  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...